بوی مهربانی می آید!!! در کجا ایستاده ای؟؟؟ در مسیر باد !!!
آدم هاي ساده را دوست دارم! آدم هاي ساده را بايد مثل يک تابلوي نقاشي ساعت ها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است!!! بس که هر کسي از راه مي رسد، يا ازشان سوء استفاده مي کند! يا زمينشان مي زند!!! يا درس ساده نبودن بهشان مي دهد! آدم هاي ساده را دوست دارم! از آجیل سفره ی عید چند پسته لال مانده است. آنها که لب گشودهاند خورده شدند. آنها که لال مانده اند میشکنند... دندانساز راست میگفت: پسته لال" سکوتش دندان شکن است... " مرحوم حسین پناهی" ای اهل زمین عید گذشت و خبر از یار نیامد. بر زخم دل فاطمه غمخوار نیامد. ۱روز دگر مانده که با ناله بگوییم... ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حسین ُ سید و سالار نیامد علمدار نیامد ما پیغام دوست داشتنمان رابا دود آتش به هم می رسانیم... نمی دانیم آن سو برای تو تکه چوبی هست یا نه؟؟؟ من اینجا جنگلی را به آتش کشیده ام!!! سلام* بهترینم خوبی؟؟؟* خبری نیست زتو ؟؟؟ دل من میخواهد که بدانی بی تو ... دل من اندازه دنیا تنگ است* می سپارم همه زندگیت را به خدا.......* چوپان قصه ما دروغگو نبود، او تنها بود، واز فرط تنهایی فریاد گرگ سر می داد ، افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد ، و همه در پی گرگ بودند ، در این میان فقط گرگ فهمید که ... "چوپان تنهاست " قطار راهت را بگیر و برو. نه کوه توان ریزش دارد و نه ریز علی پیراهن اضافه ... هیچ چیز مثل سابق نیست... ای که رخ پوشیده ای از ما ظهورت دیر شد ا ز غم هجر تو هر دلداده ای دلگیر شد پرده از رخ باز کن ما را قرین ناز کن تا بداند مدعی دیدار دل نزدیک شد میلاد مهدی فا طمه بر شما مبارک
ماهیها چقدر اشتباه می کنند، قلاب ، علامت کدامین سوال است که بدان پاسخ می دهند؟؟؟ آزمون زندگی ما پر از قلابها ئیست که وقتی اسیر طعمه اش می شویم تازه می فهمیم ماهیها بی تقصیرند،،، حسد، کینه، انتقام، خشم ، ترس، شهوت،،، من اسیر کدامین طعمه خواهم شد ؟؟؟ " خداوندا دانشی عطا فرما تا از کنار این قلابها بگذرم که شاید دیگر فرصتی برای بر گشتن به پاکی دریا نباشد " با چه شور و چه شتاب ارمغان آوردم... پ.ن با سلام به همه دوستان و عزیزانم... خدای بزرگ رو شاکرم که قسمتم کرد وبه سلامت رفتم و برگشتم... نائب الزیاره همتون بودم البته اگه خدا قبول کنه. بخاطر مشغله ای که داشتم نتونستم زودتر بهتون سر بزنم و این باعث نگرانی خیلی از دوستان شد و فکر کردن من شهید راه حق شدم ((نه بابا بادمجون بم آفت نداره)) به هر حال از همه تون ممنونم و از همین جا میگم خیلی خیلی دوستتون دارم... ميخوام برم به كربلا دعا كنم ميخوام حسين خوبمو صدا كنم اين دلمو راهي كربلا كنم ناله كنم من جونمو فدا كنم ميخوام برم به كربلا داد بزنم از ته دل ميخوام كه فرياد بزنم داد بزنم حسينمو صدا كنم گريه كنم ز دل خدا خدا كنم
اگر خدا بخواهد روز سه شنبه 24/3/ 1390 عازم نجف و کربلا هستم و حتما به یاد تون خواهم بود... خدا زیارت مرقد مطهر امیرالمومنین (ع) و تربت پاک اباعبدالله(ع) و ابوالفضل العباس (ع) و شهدای کربلا را نصیب همه شیفتگان بفرماید قول میدم که واسه ی همتون دعا کنم،اگه صلاحتون باشه به حاجاتتون برسین و بزودی قسمت همه ی شما هم بشه و بروید از جاهای زیارتی دیدن کنین. ....... خدا جونم شکرت و با تمام وجود فریاد میزنم دوستت دارم خلاصه میدونید که عراق ناامنه واگر اونجا بمبی منفجر شد وما به هوا رفتیم ما رو حلال کنید نائب الزیاره همه دوستان وبلاگ ی هستم. ... عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم همان یک لحظه اول که ظلم را می دیدم جهان را با همه زیبایی و زشتی بروی یکدگر ویرانه می کردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که در همسایه صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم نخستین نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پیمانه می کردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه رنگین زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم نه طاعت می پذیرفتم نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده پاره پاره در کف زاهد نمایان سبحه صد دانه می کردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو آواره و دیوانه می کردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم بعرش کبریائی با همه صبر خدایی تا که می دیدم عزیز نابجائی ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که می دیدم مشوش عارف و عامی ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دنیای پر افسانه می کردم عجب صبری خدا دارد چرا من جای او باشم همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد وگرنه من جای او چو بودم یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد! چه خوب یادم هست : عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد ... وسیع باش و تنها و سربزیر و سخت !!! ( سهراب سپهری) ![]()
همان ها که بدي هيچ کس را باور ندارند!
همان ها که براي همه لبخند دارند!
همان ها که هميشه هستند، براي همه هستند!
بوي ناب “ آدم ” مي دهند!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
" باز كن پنجره ، باز آمده ام
من پس از رفتنها ، رفتنها ؛
در دلم شوق تو ، اكنون به نياز آمده ام "داستانها دارم
از دياران كه سفر كردم و رفتم بي تو
از دياران كه گذر كردم و رفتم بي تو
بي تو مي رفتم ، مي رفتن ، تنها ، تنها
وصبوري مرا...
كوه تحسين مي كرد
من اگر سوی تو بر گشتم
كاروانهاي محبت با خويش![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |






